نويسندگاني غير مسلمان كه با چشمه پاك رسالت ايشان
آشنا بوده و از آن جرعهاي آشاميدهاند، سعي كردند چهره حقيقي آن بزرگوار را نشان
دهند. من هم سعی کردم بدون مقدمه و تجزیه و تحلیل نظریات دانشمندان غیر مسلمان در
رابطه به خصوصیات اخلاقی و شخصیتی پیامبر بزرگ اسلام را مطرح نمایم تاباشد شمه ای
از شخصیت قطب عالم امکان واسطه فیض الهی حضرت ختم مرتبت محمد مصطفی (ص) را درک کرده
باشیم.
منجي بشريت
در اينسايكل پدياي بريتانيكا آورده شده: انبوهي از مطالب، در متون جديد نشان
ميدهند كه او (پيامبر اسلام (ص)) صادق و درستكار بود و توانسته بود احترام و
اعتماد ديگراني كه مثل او، صادق و درستكار بودند، كسب كند
جرج برنارد شاو درباره پيامبر اكرم (ص) ميگويد: او را بايد منجي بشريت خواند.
من اعتقاد دارم كه اگر مردي مثل او حاكمي در عصر جديد ميشد، براي حل مشكلاتش، از
صلح و دوستي استفاده ميكرد. او عاليترين مردي بود كه روي زمين پا گذاشته است. او
به دين دعوت كرد، يك تمدن را پايهگذاري كرد؛ ملتي را بنا نهاد؛ اخلاق را نهادينه
كرد؛ مبدع تعداد زيادي از اصطلاحات سياسي و اجتماعي بود. او اجتماعي زنده و قدرتمند
را ايجاد كرد تا آموزشهاي او را به صحنه عمل آورند و دنياي تفكر و رفتار انساني را
براي هميشه و به طور كامل منقلب كرد. نام او محمد (ص) است. او در سال 570 بعد از
ميلاد، در عربستان چشم به جهان گشود. رسالت خود براي دعوت به دين راستين (اسلام) را
در سال 40 عمر خود آغاز كرد و در شصت و سومين سال عمرش با جهان وداع گفت. در مدت
كوتاه 23 سال از پيامبرياش، به پرستش خداي يگانه رهنمون شد. وي مردم را از جنگ و
نزاعهاي قبيلهاي رهانيد و به اتحاد و همبستگي ملي رسانيد. او در اين مدت (23 سال)
مردم را از هرزگي و مستي، به اعتدال و پرهيزكاري، از آنارشيسم و بيقانوني به زندگي
نظاممند و از تباهي، به بالاترين معيارهاي تعالي اخلاقي هدايت كرد. تاريخ بشري،
چنين دگرگوني كاملي را از جانب يك شخص يا در مكاني ديگر، قبل از پيامبر اسلام (ص)
يا پس از او، نشناخته است. تصور همة اين عجايب باور نكردني در طي اين دو دهه نيز
سخت است.
مثل او نیست.
لامارتين، مورخ مشهور، در كلامي با موضوع اهم عجايب بشري ميگويد: اگر بزرگي
هدف، كم بودن ابزار و رسيدن به نتايج شگفتانگيز، سه محور سنجش هوش بشري باشد، چه
كسي ادعاي مقايسه بزرگمردان تاريخ كنوني را با محمد (ص) دارد؟ نامآورترين مردمان،
فقط ارتش، قوانين و فرمانرواييها را ايجاد كردهاند. اگر نگوييم آنچه آنها بنياد
نهادهاند چيزي نيست، بايد گفت، چيزي بيشتر از قدرت مادي كه غالباً در چشم به هم
زدني فرو ميپاشد، ايجاد نكردهاند. اين مرد نه فقط ارتشها، قوانين، فرمانروايي،
مردمان و سلسلهها، بلكه ميليونها نفر، يعني يك سوم از ساكنان اين جهان و حتي
بيشتر از آن را حركت داد. او پرستشگاهها، خدايان، اديان، عقايد، انديشهها و نفوس
را متحول كرد. صبر او در پيروزي؛ بلند همتي او كه تماماً در جهت يك عقيده بود، نه
نوعي تلاش براي فرمانروايي؛ نمازهاي بينهايت او؛ زمزمههاي سرّي او با خدا؛ مرگ او
و پيروزي او بعد از مرگ؛ گواه بر هواخواهي او نيست؛ بلكه ايماني راسخ است كه به او
قدرت داد تا يك عقيده ديني را اصلاح كند. اين عقيده ديني دو اقرار دارد: يگانگي خدا
و غير مادي بودن او؛ اول اين كه، خدا چيست، اقرار بعدي اينكه، خدا چه نيست. ابتدا
سرنگوني خدايان دروغين با شمشير، سپس شروع يك عقيده با گفتار حكيم، سخنران، رسول،
قانونگذار، سلحشور، فاتح ابواب عقايد، اعاده كننده منطقي در آييني بدون تجسم
خدايان، سرنگون كننده طاغوتهاي زمان، كسي نيست جز محمد (ص) حال، سؤال اين است كه،
با توجه به همه معيارهايي كه عظمت بشري سنجيده ميشود، آيا هيچكسي بلندبالاتر از
محمد (ص) وجود دارد؟محمد (ص) در چنين زمينههايي متنوع از تفكر و رفتار بشري و در
كاملترين فروغ تاريخ بشري تربيت شده است. ريز و درشتي كه در مورد زندگي خصوصي و
خطابههاي عمومي او ذكر شده، دقيقاً سنديت دارد و از روي ايمان، صادقانه براي
روزگار ما نگه داشته شده است. صحت يادداشتها آنقدر حفظ شده است كه نه فقط توسط
پيروان مؤمن به او، بلكه به وسيله منتقدان متعصب او نيز تأييد شده است. محمد يك
معلم مذهبي، يك مصلح اجتماعي، يك رهبر اخلاقي معنوي، تجسم بزرگ اجرايي كردن امور،
دوستي با وفا، همنشيني زيبا، شوهري علاقهمند، پدري با محبت بود؛ همه را با هم
داشت. مرد ديگري در تاريخ نيست كه در هر كدام از اين جنبههاي مختلف زندگي بر او
برتري يابد، يا با او برابري كند. فقط آن شخصيت نوع دوست بود كه چنين كمالات باور
نكردني را در خود جمع كرده بود.
توكّل مطلق به خداوند
ماهاتما گاندي، در كتاب هند جديد در مورد شخصيت محمد (ص) ميگويد: جالب است
بدانيد كه بهترين كسي كه امروزه بدون هيچ چون و چرايي در قلب ميليونها انسان جا
گرفته، محمد (ص) است. از اينجا من متقاعد شدهام كه اين شمشير نبود كه در آن روزها
مردم زيادي را تسليم اسلام كرد. محمد (ص) سخت ساده زيست بود؛ مثل ديگر پيامبران
متقي بود؛ به شدت امانتدار بود. از خودگذشتگي شديد نسبت به دوستان و پيروان،
جسارت، بيباكي، توكل مطلق به خدا و رسالت شخصي از ويژگيهاي محمد (ص) بود. قبل از
استفاده از اين ويژگيها، او به هيچوجه از شمشير براي برداشتن سدهاي جلوي راه خود
استفاده نميكرد. وقتي من دومين جلد كتاب زندگينامه پيامبر را تمام كردم، متأسف
بودم كه چرا نميتوانم از زندگي اين پيامبر بيشتر بخوانم. توماس كارليل دركتاب
قهرمانان و قهرمانپرستي خود، اينگونه ابراز حيرت ميكند: چگونه يك مرد، تك و
تنها ميتواند قبايل در حال جنگ را با هم متحد كند و از عربهاي باديهنشين
سرگردان، مقتدرترين حكومت بسازد و در كمتر از دو دهه، امتي متمدن را به وجود آورد.
مظهر محبت
ديوان چند شرما مينويسد: محمد مظهر محبت بود، اطرافيانش تأثير او را احساس
ميكردند و هرگز آن را فراموش نميكردند.
ادوارد گيبن و سيمن اوكلي درباره اقرار به اسلام چنين ميگويند: اقرار ثابت و
ساده به اسلام چنين است، من به خداي يگانه و اينكه محمد رسول خداست، اقرار ميكنم.
تصوير عقلاني از خدا هرگز به صورت يك بت قابل رؤيت، تنزل پيدا نميكند و جايگاه
پيامبر، هرگز از چارچوب كرامت انساني پا فراتر نميگذارد؛ فرامين زندگي كه او
آورده، سپاسگذاري مريدانش را در چارچوب منطق و دين نگه داشته است.
محمد (ص) از يك موجود بشري چيزي بيشتر يا كمتر نداشت. فقط مردي بود با مأموريتي
باشكوه: او وظيفه داشت بشريت را براي پرستش يك و فقط يك خدا متحد كند و روش درست
بودن ودرست زندگي كردن براساس فرمانهاي خدا را به آنها ياد دهد. او هميشه خودش را
بنده و رسول خدا معرفي ميكرد و نيز حقيقتاً هر عملي از او، بيانگر اين تعريف بود.
شاعر مشهور هندي، ساروجيني نايدو، با توجه به يكسان بودن افراد نزد خدا در
اسلام ميگويد: دين اسلام، اولين ديني بود كه مردم سالاري را توصيه و اجرا كرد؛ از
آن جهت كه در مسجد و در پنج نوبت روزانه، وقتي كه براي اقامه نماز، اذان گفته
ميشود و عابدان با هم جمع ميشوند، مردم سالاري ديني مجسم ميشود؛ زيرا رعيت و
پادشاه، كنار در كنار هم اعلان ميكنند: فقط خدا برتر است. من بارها و بارها با اين
وحدت كه طبيعتاً مردمان را با يكديگر برادر ميسازد، مواجه شدهام.
پروفسور هورگرونجي ميگويد: وحدت ملتهاي بنا نهاده شده توسط پيامبر اسلام،
براساس اصول اتحاد بينالمللي و اخوت بشري بنا شده كه ميتواند الگويي براي ملتهاي
ديگر باشد. در حقيقت هيچ ملتي در جهان نميتواند نظيري براي فهم ايده اتحاد ملتها
كه در اسلام انجام شده است، نشان دهد. هميشه در دنيا تمايل به افسانهسرايي بوده
است؛ اما تاريخ گواهي ميدهد، هيچكدام از افسانهها نتوانستهاند، آنچه، حتي قسمتي
از آنچه محمد (ص) انجام داده را انجام دهند. تنها هدف او از اين تلاش، متحد كردن
نوع بشر براي پرستش خداي يگانه در چارچوب نظام فضيلت اخلاقي بوده است. محمد (ص) يا
پيروانش هرگز در هيچ موقعي ادعا نكردند كه او پسر خدا يا تجسمي از خدا يا مردي
خدامنش است. او هميشه و تا امروز، فقط به عنوان فقط رسول برگزيدة خدا مطرح شده و
ميشود.
موفق در دين و دنيا
ميشل اچهارت در كتاب جديدش مينويسد: من محمد را براي معرفي در فهرست اشخاص
پرنفوذ دنيا كه خوانندگان را متعجب ميكند انتخاب كردم؛ اما (خود دريافتم) كه او
تنها كسي بود كه در تاريخ، در دو بعد دين و دنيا، در نهايت موفقيت بود.
كا- اس- راماك ريسنا رائو، استاد فلسفه، در كتابش (محمد پيامبر اسلام)، او را
مدل كامل زندگي انساني بيان ميكند: شخصيت محمد، به گونهاي است كه رسيدن به تمام
حقيقت آن بسيار سخت است. نظري اجمالي، اين ابعاد را روشن ميكند: محمد پيامبر،
دلاور، تاجر، سياستمدار، سخنور، اصلاحطلب، پناه دهنده يتيمان، حامي بردگان، منجي
زنان، قاضي و روحاني است. او يك قهرمان است.
امروزه بعد از پايان چهارده قرن، زندگي و تعليمات محمد، بدون تغيير و تبديلي يا
اضافهاي حفظ شده است. آنها اميدهاي لايزالي را براي درمان ناخوشهاي نوع بشر
ارائه دادهاند. اين ادعا، ادعايي از پيروان محمد نيست؛ بلكه نتيجه گريزناپذيري از
مطالعه تاريخ انتقادي و عاري از تعصب است. حداقل شما ميتوانيد به عنوان يك انسان
متفكر و علاقهمند، لحظهاي بايستيد و از خودتان بپرسيد: آيا اين اظهارات
فوقالعاده و انقلابي ميتواند واقعاً درست باشد حال با تصور اينكه، كساني كه
ادعاهاي بالا را بيان كردهاند، واقعاً راستگو هستند. شما لازم نميبينيد براي
شناختن او تلاشي بكنيد؟ اين كار هزينهاي نخواهد داشت؛ اما شروعي براي فضايي كاملاً
جديد در زندگي شما خواهد بود.
ومن الله توفیق.
علی ناطقی








